تبليغاتX
جنجال مستقل بودن

جنجال مستقل بودن

مریض

انگار دیدن عیوب دیگران و خار کردن دیگران برای ما شده عادت... نمیدانم کدامین سد انسانیت و اسلامیت شکسته است که سیل به راه افتاده ...اما آفت شده است.

طوری در چشمان کارهای روزانه یمان خیره شده ایم به دیگران که خود را در دست باد و بر روی سیل گذاشتیم.... شاید موسی شویم!؟

در لابه لای دید سیاسیمان و در لابلای ژرف دینیمان این عینک خداییمان چشم هایمان را ذره بین کرده است...

واسفا به دید سکولارمان که داریم...

قرنهاست
ما به تاريکي شهر
ما به تاريکي دشت
ما به تاريکي این جنگل انسا نیمان خو کردیم
چون که ما زاده شدیم
در دل تاريکي
همه با عقل گذشتند از این تاريکي
ما به احساس نشستیم ونشستیم وهنوز
انتظاریم که خورشید وشی می آید
همه گویند کسی می آید
کی ؟ نمی دانم
انتظاری به بلندای زمان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 1:22  توسط حمیدبرزخ  | 

...

کمی به سابقه ام دروغ می گویم
به دوستانِ مسابقه ام دروغ می گویم
اگر حقیقتم برایت تلخ است
نرو ، به ایست... برایت دروغ می گویم
فقط کمی، اندک... به قدرِ رفع نیاز
به آن حقیقتِ قدیم... دروغ می گویم
گران اگر می خرند دروغ مرا
چرا که راست؟ فقط دروغ می گویم
به آشنا و غریب و هر که می رسم که هیچ
به قابِ عکسِ خویش ... دروغ می گویم
به آسمان و زمین این جهان ...حتی
به منشی دفترِِ شیطان دروغ می گویم
دروغ که می گفتم دلم فقط می لرزید
اگر بگویم راحت بود... بدان دروغ میگویم

.....................................................................................


بقول یک دوست هرکی گفت در بچگی دروغ گو دشمن خداست ...الان بدونه که اگه نگه زنده نمیمونه!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:9  توسط حمیدبرزخ  | 

هستم

من نفس میکشم پس هستم ...

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:49  توسط حمیدبرزخ  |